محمد تقي جعفري
228
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
ركود عوامل به وجود آورنده آن است . تمدن در جوامع شبيه به رشد فردى از انسان است ، هنگامى كه عامل رشد يك فرد از فعاليت ساقط شد ، فرد در همان موقعيت متوقف نمىگردد ، بلكه شروع به سير نزولى مىنمايد . بطور كلى تمدن مانند رشد يك انسان همواره نيازمند عامل نگهدارنده است و به مجرد اين كه آن عامل خنثى گشت ، چنان كه رشد بوجود آمده تنزل پيدا مىكند و تدريجا از بين مىرود ، همچنين تمدن در يك جامعه ، مثال مناسبى كه براى توضيح اصل چهارم مىتوان در نظر گرفت ، آب چاه است كه بالا آوردن آن از ته چاه احتياج به عامل مستمر دارد ، مانند تلمبه و همين كه آن عامل از فعاليت بايستد ، آب از ته چاه بالا نمىآيد . از اين مطالب مىتوان اين نتيجه را گرفت كه تمدنى مىتواند پايدارى خود را در تاريخ تضمين كند كه مستند به عوامل هميشه پويا و جوشان بوده باشد . اصل پنجم غير مشروط - قانون عليت دو مسئلهء شگفتانگيز در ميان جوامع گذشته و كنونى وجود دارد كه همهء تلاشها و فداكارىهاى انسانهاى شيفتهء رشد و كمال را بباد فنا مىدهند . اين دو مسئلهء از يك ريشه سر بر مىآورند ، اين ريشه عبارتست از تفكيك نابخردانهء حدوث يك پديدهء مطلوب و بقاى آن . اين دو مسئلهء عبارتند از : 1 - در هر جامعه و دورانى عده اى از انسانها به راه مىفتند و هر گونه تلاش عضوى و فكرى را انجام مىدهند و هدف اعلاى خود را عدالت در قلمرو انسانها معرفى مىنمايند و مردم جوامع همهء امتيازات و خواستهها و حتى جان خود را هم براى رسيدن به عدالت در طبق اخلاص عرضه مىدارند ، همين كه تحول و دگرگونى صورت گرفت و رهبران و پيشتازان به نام مدافع حق و عدالت مديريت جوامع را به دست گرفتند ، عدالت را براى بررسى و شناسائى به بيابان بى سر و ته فلسفه تبعيد ميكنند و اخلاق و انساندوستى را به بهشت موعود